National Sections of the L5I:

نامه ای به ایران برای آزادی از چنگال رژیم و چنگال امپریالیسم

Printer-friendly versionPDF version

گسترش اختلافات عیان داخل نظام دیکتاتوری ایران موجب ظهور موجی جدید از تظاهرات خیابانی گشته است. رسانه های جهانی در توصیف این موج جدید از کلمه خود جوش استفاده می کنند. اما همانطور که تروتسکی در مورد انقلاب فوریه 1917 روسیه گفت این بدان معناست که آنها فقط نمی دانند که چه کسی برنامه ریز آن بوده است. در جامعه و شهرهای کل کشور، فعالین، هزاران نفر را حول خواست دموکراسی سامان می دهند تا به دیکتاتوری پایان دهند. این نامه خطاب به این فعالین و طرفداران آنهاست.

رژیم ایران دشمن مردم ایران است. در حالی که موعظه اخلاق اسلامی می کنند، همزمان به کار فربه کردن خویش با سود نفت و دیگر منابع کشور هستند. با پلیسی کردن کشور و نظارت و کنترل نیروهای مسلح خویش طبقه کارگر را به بردگی گرفته اند. رژیم با استفاده از رزمنده های بسیج و پاسداران، در کار ضرب و شتم مردم مخالف و در صدد سرکوب نارضایتی هاست. با جوانان چون تبهکاران برخورد می شود و این تنها به صرف آزادی خواهی آنهاست. فعالین سیاسی دستگیر ، زندانی ، شکنجه و کشته می شوند. با مردم نه به مثابه شهروند بلکه به مثابه کودکان غیر قابل اعتمادی که نیاز به نظارت همه جانبه روحانیت (ولایت فقیه) دارند، برخورد می شود. روحانیتی که خود تحت رهبری فردی است که گمارده تمام عمر است.

کل این رژیم تقلید کمیکی است از یک جمهوری یا یک سیستم دموکراتیک. کاملآ آشکار است که کاست حاکم بر ایران، در پاسخ به این سوال که چه کسی باید حکمفرمایی کند، درگیر تضادها و اختلافات عمیقی است. خامنه ای در تلاش تثبیت دیکتاتوری خود است. در حالی که موسوی و رفسنجانی بر این باورند که جمهوری اسلامی می بایستی اصطلاح شود تا از خطر اضمحلال نجات یابد.

مردم ایران خواهان و نیازمند دموکراسی هستند اما مردم سالاری چیزی بیش از رآی دادن به کاندیداهایی است که ملایان از پیش تعیین کرده اند. این خواست مردم از طریق انتخابات برابر، مخفی و مستقیم محقق می شود که در آن احزاب مختلف حق شرکت در انتخابات را دارند و برای نیل به این هدف نیاز است که این روند از دست دستگاه روحانیت خارج شود چرا که مردم هیچ نیازی به نگهبانانی که به کار گماردن خویش بر مسند قدرت هستند ندارند.

اما انتخابات شرط لازم و نه کافی برای برآوردن نیازهای مردم است. میلیونها کارگر در کشورهای ثروتمند دنیا حق دارند به هر که می خواهند رآی دهند. با ابن وجود، چشمنداز آینده در برابرشان بی کاری و بی خانمانی و کمکهای خیریه است، چرا که هیچ کنترلی بر منابع اقتصادی کشورشان ندارند.

یک ایران دموکراتیک در این شرایط ایرانی خواهد بود که هم گام و در کنار قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا قرار خواهد گرفت. سیا و دیگر جاسوسان امپریالیستی در کمین موقعیتی هستند که تورشان را در این آب گل آلود پهن کنند. به یاری سربازان مسلحشان در حال آماده سازی خویش برای گماردن شاه دیگری در ایران هستند و در این همه، هیچ نشانی از دوستی دولتهای غربی با مردم ایران دیده نمی شود. آنان چشمهای حسادتشان به نفت و ذخیره گاز ایران دوخته شده است و رویای کنترل آن را در سر می پرورانند. دست این قدرتهای امپریالیستی و سازمانهای آنان نظیر سازمان ملل و صندوق بین المللی پول باید از ایران کوتاه شود.

اعتراضات عمومی گسترده بعد از انتخابات دستکاری شده نتوانست به براندازی این رژیم منتهی شود. آنچه مردم را به این مهم نائل می کند و همه سیستم را هدف می گیرد از کانال یک انقلاب می گذرد. به عقیده لنین آنان که یک انقلاب نیمه کاره می کنند در واقع هیچ انقلابی نکرده اند بلکه تنها گورهای خود را کنده اند و این مسآله ای است که در مورد ایران باید مورد توجه قرار گیرد. طبفه کارگر مهمترین نیروی اجتماعی است که می تواند به براندازی رژیم همت گمارد. همان نیرویی که شاه را سرنگون کرد اما نتوانست در طول مبارزه خود را به شکل سازمان یافته بسیج کند. اما چرا کارگران و چرا سرنگونی؟

اگر تنها خواست جنبش کنونی ایران دادن شانس به موسوی برای انتخاب شدن باشد، چه عاید طبقه کارگر در این میان خواهد شد؟ یادآوری آنچه در حق سوسیالیست ها در دهه 80 روا شد، بر این نکته واقفمان می سازد که او هیچ دوستی برای طبقه کارگر نیست.

تنها شرط موفقیت در وضعیت کنونی، استقلال ازجناحهای رژیم است. با تمام اختلافاتی که مابین خامنه ای و احمدی نژاد از سویی و رفسنجانی و موسوی از دیگر سوی وجود دارد، خواست مشترک آنها حفظ نظام و قدرت روحانیت بر مردم است. هر دو به سمت یک نظام سرمایه داری در حرکتند و هر دو موافق خصوصی کردن امکانات دولتی هستند. وعده حیدری کرد زنگنه، مشاور اقتصادی احمدی نژاد و مسئول بخش خصوصی سازی دولت، در رقابتهای انتخاباتی این بود:" اگر من تا دو سال آینده در این مسند باشم80 تا 90 درصد دولت فروخته خواهد شد." ( Iran Daily 2/12 2008)

تنها خواستی که مبارزه طبقاتی را فعال می کند، می تواند این رژیم را سرنگون کند. سیستمی را که به کار استثمار اکثریت جامعه است و همزمان از طرف گروههای درون خود حمایت می شود. البته نقطه شروع یک مبارزه انقلابی، مبارزه برای دموکراسی است اما همزمان برای نیرومند کردن مبارزه و عمق و گسترش آن به نیروی طبقه کارگر نیاز است. و این به دان معناست که در کنار خواست دموکراسی خواهی، خواست های مهم کارگران را نیز مطرح کرد که از جمله آنها حقوق، شرایط و رابطه کاری وحقوق اتحادیه ای است. از طریق به کار گیری نیروی رادیکال مبارزه طبقاتی و متدهایی چون بسیج عمومی، اعتصابات و اشغال، طبقه کارگر می تواند به نیرویی موثر و مهمترین نیرو در مبارزه بدل شود.

سوالات چالش بر انگیز اعتراضات کنونی این است که چه کسی جامعه را اداره می کند و قدرت دست کیست؟ و این نقطه شروعی است که به مدد یک تلاش جدی از جانب طبقه کارگر میتوانند منتهی به بدست گیری قدرت و پیروزی بر بخشهای در حال فروپاشی طبقه متوسط شود و بتواند طبقه پایین جامعه در روستاها و بخشی از نظامیان را جذب خود کند و این مستلزم شکل گیری یک مبارزه جدی برای آینده ایران است. تنها در یک صورت می توان بر نیروی نظامی نظام فائق شد و آن انقلاب است.

تشکیل شوراها واعتصابات عمومی نیرویی را ایجاد خواهد کرد که می تواند کل سیستم حاکم را به زانو دآورد. شکل گیری شوراهای مختلف در سطوح مختلف از محلی تا کشوری برای هماهنگی مبارزه لازم به نظر می رسد. تنها چنین شوراهایی است که قابلیت برگزاری یک انتخابات واقعآ آزاد برای بوجود آوردن یک جمع که نماینده واقعی اکثریت است و توانمند در تغییرات بنیادین را داراست و در طول این دوره وظیفه مبارزین انقلابی و کارگران مبارزه علیه سرمایه داری و جایگزینی آن با سوسیالیسم است.

اینگونه است که رژیمی پایه ریزی خواهد شد که مردم سالاری آن واقعی است و از نیاز مردمش آگاه است. هیچ شکلی کمتر از یک انقلاب نمی تواند کنترل جامعه را به دستان کارگران و جوانان بسپارد. دولتی که بوجود می آید می باید مبتنی بر شورا باشد و از جانب کارگران حمایت شود و هدف اقتصادی چنین دولتی کنترل کامل صنعت، بخش اقتصاد، حمل و نقل و اداره و برنامه ریزی دموکراتیک آنهاست.

هیچ شکی در این وجود ندارد که کارگران و جوانان و کشاورزان برای به عینیت درآوردن و واقعیت بخشیدن به این امر میبایستی مبارزه کنند. هیچ طبقه ای به صورت داوطلبانه و بدون مبارزه قدرتش را واگذار نمی کند. یک انقلاب بر ضد رژیم ارتجاع اسلامی و فلاکت سرمایه داری بدون شک همپیمانان نیرومند خود را نیز خواهد داشت. آتش این انقلاب دامن کل منطقه را فرا خواهد گرفت و امید و کمک بسیاری خواهد بود در کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی، اردن و غیره برای غلبه بر رژیم های فاسد و خطرناکشان.

شاید این هدف غیر ممکن و دور از دست رس به نظر برسد ولی اینطور نیست. ردپای انقلاب در خیابانهای ایران دیده می شود. این تظاهرات و این خیل تظاهرات کنندگان شروعی است بر یک انقلاب چه اگر غیر از این می بود این میزان ترس و نفرت رژیم از معترضین بی معنی بود. و به همین خاطر است که موسوی از پشت صحنه سعی در کنترل اعتراضات و بازداشتن آن برای عبور از مرزهای کنترل خود را دارد.

رخداد این انقلاب به شکل خودجوش خیلی بعید به نظر می رسد. آنانی که در اندیشه و آرزوی چنین انقلابی هستند نیاز به سازماندهی خود دارند تا بتوانند این جنبش زنده را به دست گیرند و به جهت مطلوب خود سوق دهند. به زبان دیگر آنچه در این شرایط لازم به نظر میرسد تشکیل یک حزب انقلابی است که آگاه است به نقش خود و راههای صحیح عمل در این شرایط. و امروز نیاز به وجود چنین حزبی ضروری تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد وگر نه بیم ضعف و خاموشی آن و به دست گرفتن ابتکار عمل از سوی ارتجاع ،می رود. و در این صورت هر چه رشته شده تا کنون، پنبه خواهد شد.

در وضعیت کنونی، توجه به مسائل امنیتی بسیار مهم و تعیین کننده است با علم به این موضوع ، تشکیل جلسات سری در تمام کشور توسط فعالین و ارتباط گیری آنها با با طبقه کارگر برای معرفی برنامه دموکراتیک، اقتصادی و انقلابی خود، ضروری به نظر می رسد. تغییرات بنیادین اجتماعی بدون سازماندهی در غالب یک حزب امکان پذیر به نظر نمی رسد و تنها در حد یک اعتراضات پراکنده دانشجویی که هر از سالی در مقابل این رژیم سر بلند می کند و در آخر نیز با اسلحه و باتوم آن خاموش می شود، می ماند. در این شرایط تغییر رابطه قدرت به نفع کارگران و جوانان رادیکال از عهده یک حزب انقلابی زیر زمینی بر می آید.

چنین حزبی، به عنوان پیشنهاد، می تواند حول خواست های زیر سازمان یابد:

نه خامنه ای و احمدی نژاد و نه موسوی، رفسنجانی و خاتمی

طبقه کارگر نباید دونباله روی این فراکسیون یا آن دیگری در درون حاکمیت باشد. این طبقه می بایستی اهداف اجتماعی و دموکراتیک خود را دنبال کند.

آزادی تمام زندانیان سیاسی و مبارزین سندیکاها

آزادی حق تجمع و تظاهرات

آزادی رسانه ها و مطبوعات کاغذی و الکترونیکی

انحلال کامل نیروهای سرکوب و محاکمه قاتلین مردم در دادگاه های مردمی

برخورداری از حقوق اتحادیه ای تمام عیار برای همه کارگران و کارمندان

نه به خصوصی سازی امکانات ملی و نه به آزادی بازار و قیمتها و برداشتن سوبسید بر مواد غذایی

سازماندهی گروه های دفاعی در هر کارخانه و محله ای

آزادی و برابری همه جانبه ی همه زنان

آزادی اقلیت های جنسی و پایان دادن به سرکوب آنان توسط عوامل رژیم

سازماندهی مقاومت های مردمی علیه رژیم

اعتصابات عمومی گسترده در کل کشور

استقلال تصمیم گیری برای اقلیت های قومی

برنامه ای گسترده برای تغییر وضعیت حاشیه نشینان و دادن امکانات مدرن به روستاییان محروم از طریق به طور مثال مالیات بر درآمد ثروتمندان جامعه

مصادره ثروتهای افسانه ای سرمایه داران بزرگ و در قرار دادن زمین در اختیار کشاورزان

تشکیل یک حزب انقلابی به عنوان جزئی از انترناسیونال پنجم

تلاش برای برقراری دولت کارگری

تلاش در جهت همبستگی کارگران جهان با جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران

شکل گیری تجمعات اعتراضی در مقابل سفارت رژیم ایران در کشور های مختلف و کمکهای مادی جهانی به جنبش کارگری ایران نیز از وظایفی است که بر دوش جنبش های کارگری در تمام دنیاست. این جنبشها می بایست شانه به شانه جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران مبارزه کنند تا تلاش امپریالیسم را در تآثیر گذاری بر این جنبش به نفع خود و سوء استفاده از آن برای به کار آوردن سیستمی به مانند سیستم شاه سابق را خنثی کنند. و در یک حرکت جهانی این جنبش ها باید در پیوند قرار گیرند با مبارزات آزادی بخش فلسطینیان و مقاومت مردمی در لبنان و عراق.

یک رژیم طرفدار حقوق کارگران مجاز به استفاده از امکانات مادی به عنوان ابزاری تاکتیکی برای افزایش محبوبیت و تآثیر گذاری دولت خود نیست کاری که رژیم ارتجاعی احمدی نژاد انجام می دهد. یک رژیم طرفدار حقوق کارگر خود را جزئی از مبارزات جهانی در جهت احقاق حقوق اقشار بی حقوق می داند و در این مسیر گام بر می دارد.

به امید یک خاورمیانه سوسیالیستی

سیمون هاردی

اتحادیه برای انترناسیونال پنجم

Navigation