چاوز هم دوش دیکتاتوری مذهبی ایران، در مقابل جوانان، کارگران و زنان

ترجمه سیمین مسگری

ماه جون، هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزو ئلا، دریک شویی از سری شوهای تلوزیونی خود( الو پرزیدنت) جایگاه خود را در اعتراضات و صف بندی های اخیر ایران، در کنار قدرتی اعلام می کند که در کار کشتن و سرکوب دانشجویان و کارگران است. در کنار دیکتاتوری مذهبی که صدای زنان و اقلیتهای قومی را سرکوب و خفه می کند.

او می گوید:“ ما سلامهای خود را به احمدی نژاد می فرستیم. رئیس جمهور بزرگ ایران و به علی خامنه ای و مردم ایران. ما از دنیا خواهش می کنیم به ایران احترام بگذارد چرا که آنان (سران کشورهای دنیا) سعی در تضعیف انقلاب قدرتمند ایران را دارند.“

چاوز ادامه می دهد:“ پیروزی احمدی نژاد یک پیروزی واقعی است. آنها سعی در لکه دار کردن این پیروزی را دارند تا از این طریق دولت و انقلاب اسلامی را تضعیف کنند. ولی من می دانم که آنها قادر به این کار نخواهند بود.“

او همچنین خبر می دهد که شخصآ پس از پیروزی احمدی نژاد با او تماس گرفته تا این پیروزی را به او تبریک بگوید وزیر امور خارجه ونزو ئلا نیز به طور شفاف و با عبارت به نام خلق حرکت ایران را به سوی دموکراتیزه شدن که پیروزی احمدی نژاد را یکی از نتایج آن می داند، می ستاید و اضافه می کند که“ این پیروزی بدون شک یک پیروزی حقیقی و همانگونه که رهبر انقلاب اشاره می کند، یک معجزه الهی است.“

وزیر خارجه ونزوئلا در ادامه می افزاید:“ دولت بولیواری ونزو ئلا انزجار صریح خود را از این مبارزه بی ریشه و وحشی که از خارج سعی در بی اعتبار کردن ایران و تیره و کدر کردن جو سیاسی کشور برادرش را دارد، اعلام می کند.“

او می افزایید:“ ما خواهان پایان سریع مانورهایی هستیم که با بهتان و افترا، سعی در بی ثبات کردن این انقلاب اسلامی را دارند.“

چاوز و دولت ونزوئلا در شتابشان برای حمایت از رژیم دیکتاتوری مذهبی ایران تنها نیستند. حماس در فلسطین و حزب الله در لبنان نیز حمایت خود را از احمدی نژاد و خامنه ای اعلام کرده اند. اما این دو گروه حداقل بهانه ای برای این کار دارند. هر دو گروه اسلامی هستند و برای رودرویی نظامی و لوجستیک با اسرا ئیل وابسته به ایران. البته این نه توجیه، بلکه دلیلی است بر حمایت آنان.

اما چاوز هیچ دلیل و توضیحی برای دفاع خود ندارد. این حقیقتی است که طی سالهای گذشته ونزوئلا قراردادهای اقتصادی زیادی به ارزش میلیاردها دلار با حکومت ایران امضا کرده است، اما این دولت برای حیات اقتصادی خود به هیچ عنوان وابسته به ایران نیست.

در عین حال چاوز ادعای نمایندگی و رهبری به اصطلاح خودش سوسیالیسم درسده بیستم را دارد. افراد بسیاری در جهان که تحت تآثیر اصلاحات اجتماعی ونزو ئلا و مقاومت آن در برابر آمریکا هستند، سخنان او را به جد می گیرند.

اما اگر چاوز به راستی آزادی خواه، سوسیالیست و طرفدار طبقه کارگر بود، می بایست همبستگی خود را با جوانان و کارگران و سوسیالیستهای ایران که برای آزادی و بر علیه دیکتاتوری در ایران مبارزه می کنند، اعلام می کرد.

بیانیه چاوز نشان از این دارد که او در واقعیت نقطه حرکت خود را از میان اتحاد جهانی طبقه کارگر آغاز نمی کند. بلکه خود را حلقه ای از زنجیر اتحاد دولتهای سرمایه داری قرار داده است که مجبور به مقابله با بهره کشی و برتری طلبی دولتهای آمریکا و اروپا هستند.

حمایت از ایران در مقابل تهدیدات نظامی و اقتصادی، از سوی ایالات متحده آمریکا و صهیونیسم دست نشانده اش بر عهده هر فرد انقلابی است اما این به معنای حمایت از دیکتاتورها در مقابل طبقه کارگر این کشورها نیست.

انقلاب ایران که چاوز بدان اشاره می کند، سی سال است که بوسیله همین افرادی که اکنون حاکمان ایران هستند، خفه شده است.

ادعای ضد امپریالیستی رهبر ایران و ر ئیس جمهورش نه یک ادعای انقلابی، بلکه کاملآ یک ادعای ضد انقلابی است. انقلاب اصلی و زنده ایران هم اکنون در خیابانها، دانشگاهها و کارخانه ها جریان دارد. نماینده این انقلاب رانندگان شرکت اتوبوس رانی هستند که اعضای سندیکایش به خاطر اعتصاب، سزاوار ضربات شلاق و شکنجه شناخته شدند و تظاهرات اول ماه می شان با سرکوب وحشیانه دولتی مواجه شد.

هوگو چاوز خود را در آن سوی سنگر قرار داده است. در مقابل مبارزین راه آزادی و انقلابیون واقعی. و به این وسیله ضربه مهلکی را بر انقلاب ونز ئلا وارد کرده است چرا که بخشی از قدرت این انقلاب جوانان و کارگران هستند. اما با وجود بیانات ضد امپریالیستهای دیوانه ای چون „جامس پتراس“ که سراسر دروغ و بهتان به تظاهرات کنندگان ایرانی است، این نیروی واقعی انقلابی، با نفرت از این دست بیانیه ها فاصله گرفته و راه خود را جدا خواهد کرد.

البته هیچ کس منکر حق رژیمها در داد و ستد با یکدیگر و اتحاد نیروها برای مقابله با فشار و حمله امپریالیستی آمریکا نیست، اما ادعاهای چاوز او را نه فقط یک دیکتاتور جهان سومی که در تنش با امپریالیسم قرار دارد( مثل صدام حسین، قذافی و موگابه) بلکه به عنوان نماینده“ سوسیالیسم قرن بیستم“ معرفی می کند. و از همین روی می باید از خود سوال کند که چرا فعالان اتحادیه های کارگری و فعالین زنان در ایران زیر شلاق و شکنجه هستند و چرا سوسیالیستها از هر نوع و گروه آن غیر قانونی و تحت فشار شدید هستند.

کاملآ آشکار است که سوسیالیسم هوگو چاوز در مرزهای ونزو ئلا و یا سواحل آمریکای لاتین متوقف می شود ولی سوسیالیسمی که قابلیت عبور از مرزها را ندارد اصلآ سوسیالیسم نیست.

بیانیه هوگو چاوز باید برای تروتسکیست هایی که در خیال خود رنگ رز سرخ را برای سوسیالیسم او متصور شده اند، خیلی ناخوشایند باشد. این بیانیه مشکل بزرگی را برای“ آلن وودز“ و“گرایش جهانی مارکسیستی“ ایجاد می کند.“ وودز“ سالهاست که دلباخته این ر ئیس جمهور بولیواری است و در کتاب خود(دلیل انقلاب) بارها به ستایش او پرداخته است. اما“ وودز“ اکنون چنین می گوید:

„افراد و گروهی در داخل چپ مترقی بودن جنبش کنونی ایران را زیر سوال می برند. این گروه کاملآ فریب تبلیغاتی را می خورند که می گوید این جنبش یک دسیسه امپریالیستی است برای سرنگون کردن رژیم اسلامی . این گروهها هیچ توجهی به عمق آنچه در ایران می گذرد نمی کنند و این واقعیت که این شروعی بر انقلاب است“.

بزرگترین نماینده این افراد“ هوگو چاوز“ و اوو“ مورالس“ هستند و به همین خاطر“ وودز“ مجبور به اقرار گشته که حمایت چاوز از احمدی نژاد ، تصویر جمهوری بولیواری را به صورت جدی در اذهان مردم ایران مصدوم کرده است. اما وودز به چرایی اشتباه چاوز و مورالیس، در عوضی گرفتن جنبش واپسگرایانه ای که آنها در کشورشان نماینده گی می کنند، با جنبش مترقی ایران، اشاره ای نمی کند.

این حقیقتی است که شرایط انقلاب در ایران و آمریکای لاتین کاملآ متفاوت است. تفاوت آن نیز در بلوکه شدن یک انقلاب کارگری توسط یک رژیم چپ بناپارتی و یک انقلابی است که سی سال است در چنگ یک پیر گروه مذهبی و دیکتاتوری بناپارتی است.

اما آنچه نقطه مشترک این دو انقلاب است خاصیت نیمه مستعمره و سرمایه داری بناپارتیستی آن است که هیچ نشانی از سوسیالیسم و قدرت طبقه کارگر در آن نیست.

این خجالت آور است که“ تروتسکیست ها“ در مقام وکیل مدافع رژیمهایی هستند که کوچکترین نشانی از پرولتاریا را بر خود ندارند.

باید امیدوار بود که اعضای“ گرایش جهانی مارکسیستی“ با توجه به بیانات شفاف چاوز از ادراکات خود در زمینه ایران، این سوال را از خود بکنند که چرا تا کنون سخنگویی برای چاوزیسم، با ملایمترین نوع انتقاد از او بوده اند.

دست احمدی نژاد آلوده به خون است. دستی که چاوز به صورت رسمی و گرم آن را فشرده است. آنهایی که در آینده دست چاوز را می فشارند، لکه های خونین را در دستهایشان خواهند دید

Share this Article
Facebook
Twitter
WhatsApp
Print
Reddit
Telegram
Share this Article
Facebook
Twitter
WhatsApp
Print
Reddit
Telegram